X
تبلیغات
بازی تراوین
چهارشنبه 21 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 06:07 ب.ظ

دائما به شوهرتان بگویید :
ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید

و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :

اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !

هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید :

اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!

هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ،

به طرز فجیعی از ته حلق بگویید :

هوووووووووووووووووق !

ادامه مطلب ...
جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:36 ب.ظ

شنبه:امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی
مگه این مردم میذارن؟!یکشنبه:امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم8753 تصادفی ،9872 تزریقی، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145
سال سن رو واسه خاطر یک آدم عوضی وقت نشناس از دست دادم…. برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!دوشنبه:رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که
نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت
برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم
دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی
روحشم ناقص کنن!از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم
نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .سه شنبه:مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم،اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.دست اون یکی رو هم گرفتم،اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه.اومدم دست خودشم بگیرم،اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت.به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود.
به درخت رو با خودم بردم.اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!چهار شنبه:خیلی عجله داشتم،اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم
خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحاشی بد بد میده.اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم:اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!پنج شنبه:اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی بادوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته.با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه.با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.جمعه:بابا ولم کنید جمعه که تعطیله

یکشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:11 ق.ظ

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر باید پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم که انقد خرفت نمیشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخورید

10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).

شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 05:43 ب.ظ

این پشه توسط فرد یا افرادی به قتل رسیده
عکس های قاتل به زودی برای شناسایی به همین وبلاگ ارسال میشه!
...پلیس نظارت بر جمعیت پشه ها...

بیا تو بندر

یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 09:48 ق.ظ

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

پنج‌شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:52 ق.ظ
مردم مختلف دنیا اوقات خود را چگونه می گذرانند :
امریکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافیک ، 2 ساعت تفریح ناسالم ، 2 ساعت تماشای تلویزیون ، 2 ساعت کار با اینترنت

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن

ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، 10 ساعت خواب

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان

پاکستان : 4 ساعت کار غیر مجاز ، 8 ساعت خواب در حین کودتا ، 8 ساعت اعتراض علیه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پلیس

ایران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سیاست
دوشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:38 ق.ظ

دقت کردین بعضی سوسکااااااگیر میدن بهت هرچی بادمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت؟

۲دیدین سوسکا چقدر سگ جونن لهشون می کنی ولی هنوزشاخکاشونو تکون میدن خووووووب تا اینجا فک

کنم منظورمو گرفته باشین خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها

۳مدل مووووووهای پسراااا(باوجودتنها۲تارمو همونوباکلی چسب و تافت و........سیخ میکنن)

۴سووسک موجودچندشیه(مثل پسرا که خیلی چندشن)

۵سوسکاروهیچکی دوست نداره(البته من به استثناهاکاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسرااا که همیشه هم

کتک میخورند از خانوما!!!

۶سوسک تنهاحشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه مثل پسرکه نسل خوشگلش

منقرض شده

۷میگن سوسکا خیلی پیچیدن و محققا هنوز اززندگیشون سر در نیاوردن درست

مثل پسر جماعت که هیچ وقت

نمیفهمی پشت این قیافه ی زشتش چیه بس که موزییییییییی ان خوب فکرکنم به

اندازه ی کافی دلیل اوردم

واسه این که شمادختران محترم شباهت زیادبین این دو موجودو بفهمی


پس نتیجه می گیریم که خداروشکر پسر یا سوسک نیستیم

دقت کردین بعضی سوسکااااااگیر میدن بهت هرچی بادمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت؟

۲دیدین سوسکا چقدر سگ جونن لهشون می کنی ولی هنوزشاخکاشونو تکون میدن خووووووب تا اینجا فک

کنم منظورمو گرفته باشین خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها

۳مدل مووووووهای پسراااا(باوجودتنها۲تارمو همونوباکلی چسب و تافت و........سیخ میکنن)

۴سووسک موجودچندشیه(مثل پسرا که خیلی چندشن)

۵سوسکاروهیچکی دوست نداره(البته من به استثناهاکاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسرااا که همیشه هم

کتک میخورند از خانوما!!!

۶سوسک تنهاحشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه مثل پسرکه نسل خوشگلش

منقرض شده

۷میگن سوسکا خیلی پیچیدن و محققا هنوز اززندگیشون سر در نیاوردن درست

مثل پسر جماعت که هیچ وقت

نمیفهمی پشت این قیافه ی زشتش چیه بس که موزییییییییی ان خوب فکرکنم به

اندازه ی کافی دلیل اوردم

واسه این که شمادختران محترم شباهت زیادبین این دو موجودو بفهمی


پس نتیجه می گیریم که خداروشکر پسر یا سوسک نیستیم

سه‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:02 ب.ظ

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
 
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
 
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
 
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
 
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
 
رژیم اشغالگر فلسطین (اسرائیل ) : بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!
 
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
 
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
 
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
 
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
 
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
 
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

نظر یادتون نره

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:08 ب.ظ

دختر دهه 60 : باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 : باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 : باید پولدار باشم

پسر دهه 60 : دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 : دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 : دارم میرم بیمارستان سم زدایی

دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 : مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 : مرد باید پولدار باشه

پسر دهه 60 : در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 : در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 : قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.

پنج‌شنبه 17 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:56 ب.ظ

سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون !

 

به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !

 

از پشه ای که نیشتون زده ، دیه بگیرین !

 

شونه های مگسائی رو که تازه نشستن روتون بمالین تا خستگیشون در بره !

 

وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین !

 

بلالی که دونه هاش کج هست رو ببرین ارتودنسی !

 

به گل مصنوعی روی میزتون به زور آب بدین تا بخوره !

 

داداش کوچیکتون رو بذارین توی مایکروفر تا برنزه بشه !

 

گوشی موبایلتون رو با سنجاق قفلی به پاچه شلوارتون وصل کنین !

 

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه !

 

ادامه مطلب ...
 1   2   3   4   5  <<
عکس+موزیک+نرم افزار و ... هرچی که بخای هست

آهنگ زیبای فاصله ها از علی لهراسبی

جدیدترین کدهای موزیک در آسمان